ایران امروز با یکی از شدیدترین بحرانهای زیستمحیطی خود یعنی کمبود آب روبهروست. گرچه کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی نقش مهمی در این بحران دارند، اما عامل اصلی شرایط کنونی چیزی جز سوءمدیریت وسیع، سیاستهای غلط، فساد سیستماتیک و بیتوجهی مطلق جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران به محیط زیست نیست. این حکومت نهتنها هیچ اقدام مؤثری برای مدیریت منابع آبی انجام نمیدهد، بلکه با تصمیمات غیرکارشناسی، سدسازیهای بیرویه، انتقالهای آب غیرمهندسی و سیاستهای رانتی، به تخریب محیط زیست کشور سرعت داده است.
سدهای ایران در آستانه خشکی
طبق گزارشهای رسمی و مشاهدات :
• سد کرج تاکنون حداقل ۶۰ درصد از حجم ذخیره خود را از دست داده است، در حالی که این سد یکی از منابع اصلی تأمین آب تهران و البرز محسوب میشود.
• سدهای استان هرمزگان نیز تنها برای دو ماه دیگر آب دارند، که این مسئله زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
• بسیاری از سدهای دیگر کشور، به دلیل کاهش ورودی آب و بهرهبرداری غیراصولی، در آستانه خشک شدن کامل هستند.
با این حال، مشکل کمآبی نه بهدلیل کمبود منابع، بلکه نتیجه سوءمدیریت و بیکفایتی جمهوری اسلامی در بهرهبرداری از منابع طبیعی است.

نقش جمهوری اسلامی و سپاه در بحران آب
۱. سدسازیهای غیراصولی؛ تخریب اکوسیستمهای طبیعی
در دهههای گذشته، جمهوری اسلامی بدون هیچ برنامه علمی و کارشناسی، پروژههای بزرگ سدسازی را اجرا کرده است. بسیاری از این سدها نهتنها دردی از بحران آب دوا نکردهاند، بلکه باعث نابودی رودخانهها، خشک شدن تالابها و افزایش بحران آب شدهاند.
• سپاه پاسداران و قرارگاه خاتمالانبیا، با گرفتن قراردادهای میلیاردی، پروژههای سدسازی بیفایده و مخرب اجرا کردهاند که بیشتر به منافع مالی این نهاد وابسته به حکومت خدمت کرده تا حل مشکل بحران آب.
• نمونه بارز این سیاستهای غلط، سد گتوند است که به دلیل جانمایی اشتباه، ذخایر آب کشور را به شوراب و زهکشهای نمکی تبدیل کرده است.
۲. پروژههای انتقال آب؛ رانت و تخریب منابع محلی
یکی از سیاستهای نادرست جمهوری اسلامی، اجرای پروژههای انتقال آب غیراصولی است که بدون در نظر گرفتن اثرات زیستمحیطی و اجتماعی، تنها برای تأمین منافع صنعتهای وابسته به سپاه و نهادهای حکومتی اجرا شدهاند.
• پروژههایی مانند انتقال آب از سرشاخههای کارون و زایندهرود به صنایع فولاد و پتروشیمی در اصفهان و یزد (که بسیاری از آنها تحت کنترل سپاه هستند)، یا نمونه دیگر، انتقال آبهای استان لرستان به شهرهایی مثل قم و تهران که باعث خشک شدن رودخانههای مهم در این استان گرانبها شده است.
این کارها باعث خشک شدن کامل رودخانهها، نابودی کشاورزی و افزایش مهاجرت روستاییان شده است.
• در عین حال، بسیاری از مناطق کمآب کشور، از جمله سیستان و بلوچستان، همچنان از دسترسی به آب آشامیدنی محروم ماندهاند.
۳. حفر بیرویه چاههای غیرمجاز؛ تخلیه منابع آب زیرزمینی
حکومت جمهوری اسلامی هیچ کنترلی بر حفر بیرویه چاههای غیرمجاز ندارد. در حالی که بیش از ۳۰۰ هزار چاه غیرمجاز در کشور حفر شده، وزارت نیرو و نهادهای وابسته به حکومت هیچ اقدامی برای جلوگیری از این روند انجام ندادهاند. این چاهها باعث :
• کاهش شدید سطح آبهای زیرزمینی،
• افزایش فرونشست زمین در بسیاری از شهرهای کشور،
• و از بین رفتن کامل سفرههای آب زیرزمینی شدهاند.
۴. فساد گسترده در پروژههای آبی
فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی هیچگاه تمامی ندارد و آنقدر گسترده است که حتی به محیطزیست کشور هم رحم نکرده است و باعث شده است که بسیاری از پروژههای آبی کشور به افراد و شرکتهای وابسته به سپاه و نهادهای حکومتی واگذار شوند. این پروژهها، بهجای حل بحران، تنها منجر به حیفومیل بودجه و اجرای طرحهای ناکارآمد شدهاند.

برای مثال:
• پروژههای آبی مانند سد سیمره و سد گتوند با هزینههای چندین میلیارد دلاری ساخته شدند اما به جای حل مشکل آب، مشکلات زیستمحیطی جدیدی ایجاد کردند.
• بسیاری از بودجههای مربوط به توسعه و نگهداری منابع آبی به جیب مقامات فاسد و شرکتهای وابسته به سپاه رفته است.
۵. سرکوب اعتراضات مردمی به بحران آب
هر بار که مردم ایران نسبت به کمبود آب، بیعدالتی در توزیع آن و سیاستهای مخرب حکومت اعتراض کردهاند، با سرکوب شدید نیروهای امنیتی روبهرو شدهاند.
• اعتراضات مردم خوزستان در سال ۱۴۰۰ به دلیل بحران بیآبی، با سرکوب خشونتآمیز، شلیک مستقیم و کشته شدن چندین نفر همراه شد.
• اعتراضات کشاورزان اصفهان نیز که خواستار حقآبه زایندهرود بودند، با برخورد شدید امنیتی مواجه شد.
این برخوردها نشان میدهد که جمهوری اسلامی نهتنها برنامهای برای حل بحران ندارد، بلکه حتی اجازه نمیدهد که مردم درباره مشکلات حیاتی خودشان حرف بزنند.
پیامدهای بحران کمآبی در ایران
اگر سیاستهای غلط جمهوری اسلامی ادامه پیدا کند، ایران با پیامدهای فاجعهباری روبهرو خواهد شد:
• خشک شدن کامل رودخانهها و تالابها : بسیاری از منابع آبی ایران، از جمله زایندهرود، کارون و دریاچه ارومیه، در آستانه نابودی هستند.
• نابودی کشاورزی و افزایش مهاجرت : کمبود آب موجب کاهش تولید محصولات کشاورزی، بیکاری گسترده در مناطق روستایی و مهاجرت اجباری خواهد شد.
• فرونشست زمین و نابودی زیرساختهای شهری: تخلیه منابع آب زیرزمینی باعث افزایش فرونشست در بسیاری از شهرهای ایران شده است. اینروزها ما اخبارهای مکرری در مورد فرونشست زمین در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران،اصفهان، شیراز و… را میشنویم که مشکلات زیادی برای شهروندان ایجاد کرده است و باعث فرو رفتن ماشینها در زمین و تخریب ساختمانها و زیرساختها شده است.
• افزایش نارضایتی و اعتراضات اجتماعی: بحران آب میتواند به یک بحران امنیتی و اجتماعی تبدیل شود، زیرا مردم بهطور مستقیم تحت تأثیر این کمبود قرار دارند.

جمعبندی؛ جمهوری اسلامی، مسئول اصلی بحران آب
کمبود آب در ایران، نتیجه مستقیم سوءمدیریت، فساد، رانتخواری، بیتوجهی به محیط زیست و سیاستهای غیرعلمی و غیرمهندسی جمهوری اسلامی است. حکومت نهتنها هیچ اقدامی برای جلوگیری از بحران نکرده، بلکه با تصمیمات غلط، روند نابودی منابع آبی و دیگر منابع محیط زیستی را سرعت بخشیده است. سپاه پاسداران، با نفوذ در پروژههای عمرانی و آبی، به نیروهای غیر متخصص آزادی عمل زیادی داده است و میلیاردها دلار از بودجه کشور را صرف پروژههای غیرکارشناسی و مخرب کرده که تنها به سود حلقههای قدرت و فساد منجر شده است.
اگر تغییری اساسی در مدیریت آب و سیاستهای زیستمحیطی کشور ایجاد نشود، ایران در آیندهای نزدیک با فاجعهای
جبرانناپذیر روبهرو خواهد شد که شهروندان حال حاضر و همچنین نسلهای بعد را به شدت تحت فشار قرار خواهد داد.
نویسنده : بهنام رجب زاده
Author : Behnam Rajabzadeh
