انفجار در بندر رجایی که یکی از مهمترین و بزرگترین مراکز ترانزیتی کشور است، بار دیگر حقیقت تلخ «بیکفایتی حکومت جمهوری اسلامی» را نمایان ساخت. رژیمی که با فساد ساختاری، سوء مدیریت، و دخالتهای بیپایان سپاه پاسداران، کشور را به سوی بحرانهای مکرر و حوادثی دردناک سوق داده است. این حادثه تنها یکی از دهها فاجعهای است که نتیجه بیکفایتی و بیاعتنایی به جان مردم ایران است.

در این حادثه مرگبار که بر اثر انبار غیراصولی مواد شیمیایی و بیتوجهی مطلق به استانداردهای ایمنی رخ داد، خسارتهای جانی، مالی و زیستمحیطی زیادی را به مردم و کشور وارد کرد. مدیریت بندر که تحت تسلط نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارد، به جای توجه به ایمنی و سلامت عمومی، تنها به منافع جناحی خود اندیشیده است.
در پی این انفجار، هزاران نفر از مردم بیگناه مجروح و تعداد زیادی نیز کشته شدند. اما مثل همیشه، حکومت و رسانههای وابسته به آن، کوچکترین مسئولیتی نپذیرفتند و دائما با پنهانکاری و اعلام آمار غلط، به دنبال فریب مردم و کوچک نشان دادن این حادثه عظیم هستند.
سپاه پاسداران که از ابتدای دهه ۱۳۸۰ بدون هیچ تخصصی وارد عرصه اقتصاد و مدیریت پروژههای کلان شد، با انحصارطلبی و فساد گسترده، بارها کشور را دچار بحرانهای جبران ناپذیری کرده است. این نهاد به جای حفاظت از مردم، درگیر منافع مالی و فساد سیستماتیک خود شده و در نتیجه، فجایعی پیاپی جان هزاران ایرانی را گرفته است.

• سقوط هواپیمای اوکراینی (PS752):
در دی ماه ۱۳۹۸، سپاه با شلیک دو موشک به اشتباه یک هواپیمای مسافربری را سرنگون کرد و جان ۱۷۶ انسان بیگناه را گرفت. حکومت چند روز حقیقت را کتمان کرد و تنها پس از فشار بینالمللی مجبور به اعتراف شد.
• فرو ریختن ساختمان پلاسکو (۱۳۹۵):
در جریان این حادثه، ۱۶ آتشنشان فداکار و تعدادی از کسبه جان باختند. این حادثه نتیجه عدم رسیدگی به هشدارهای ایمنی و فساد گسترده در نهادهای نظارتی بود.
• غرق شدن نفتکش سانچی (۱۳۹۶):
در این فاجعه، ۳۲ نفر از خدمه نفتکش جان خود را از دست دادند. سوء مدیریت عملیات نجات و نبود امکانات کافی، این حادثه را به یکی از تلخترین فجایع دریایی ایران تبدیل کرد.
• فرو ریختن متروپل آبادان (۱۴۰۱):
فاجعه متروپل با بیش از ۴۳ کشته و دهها مجروح، حاصل فساد عریان و حمایتهای رانتی از یک سازنده متخلف بود که بدون رعایت اصول مهندسی، برج ناپایداری را بنا کرده بود.
• حادثه معدن زغالسنگ طبس:
معدن طبس که بارها از نظر ایمنی هشدار داده شده بود، به دلیل سوء مدیریت و عدم رعایت اصول استاندارد ایمنی، محل وقوع انفجارهای مرگبار شد که جان دهها کارگر زحمتکش را گرفت.
این تنها چند نمونه از صدها فجایعی است که حکومت جمهوری اسلامی به بار آورده است و کشور را در بهت و اندوهی فراوان فرو برده است.

این در حالی که در برابر فجایعی چون سقوط هواپیمای اوکراینی، متروپل، سانچی و سایر فجایع ملی، رسانههای رسمی مانند صداوسیما، نه تنها حاضر به اعلام عزای عمومی نشده است بلکه با پخش برنامههای شاد، نمک بر زخم ملت پاشیده است. این درحالی است که برای مرگ آخوندها و یا کشته شدن افرادی مانند حسن نصرالله یا فرماندهان نیابتی جمهوری اسلامی در خارج از ایران، بلافاصله عزای عمومی اعلام شده و آنتن صداوسیما سیاهپوش میشود. این رفتار دوگانه آشکارا، بیارزشی جان ایرانیان در نگاه حاکمان این رژیم را به شکلی واضح بهتصویر میکشد.

انفجار بندر رجایی بار دیگر ثابت کرد که جمهوری اسلامی نه تنها توانایی اداره کشور را ندارد، بلکه در هر عرصهای که دخالت کرده، فاجعهای سنگین به بار آورده است. مردم ایران بارها قربانی فساد، سوء مدیریت و بیتوجهی مسئولان شدهاند. تا زمانی که این حکومت بیکفایت و فاسد بر سر کار باشد، حوادثی نظیر انفجار، سقوط، ریزش، بیماری و مرگهای دستهجمعی، همچنان تکرار خواهند شد.

مردمی که سزاوار امنیت، رفاه و زندگی شرافتمندانه هستند، نباید قربانی جاهطلبیها و بیلیاقتیهای حکومتی شوند که تنها به بقای
خود میاندیشد، نه به جان ملت.

در انتها، نوشتهای از قاسم پارساییفر را میخوانیم :
«برای جان دادن
افتادن در کورهی داغ صنعتی،
آوارِ معدنی فرسوده در اعماق زمین،
و یا سقوط از ارتفاع
در ساختمانی چندطبقه،
چه تفاوتی میکند؟
من یک کارگرم
و از تمام اینها که جان سالم به در ببرم
روزی، ناامیدی چشمان معشوقهام
مرا از پا در خواهد آورد…»

تسلیت به همه مردم داغدیده ایران🖤
نویسنده متن : بهنام رجب زاده
Author : Behnam Rajabzadeh
