Connect with us

بام نت

جمهوری اسلامی، بحران‌ساز بزرگ: از بی‌آبی و بی‌برقی تا نابودی محیط‌زیست

اجتماعی

جمهوری اسلامی، بحران‌ساز بزرگ: از بی‌آبی و بی‌برقی تا نابودی محیط‌زیست

در سرزمینی که به‌خاطر منابع طبیعی‌اش می‌توانست گلستانی آباد و متمدن باشد، اما امروزه مردمش در صف تانکر آب ایستاده‌اند، در گرمای طاقت‌فرسا بدون برق زندگی می‌کنند و هوایی را نفس می‌کشند که به‌جای اکسیژن بیشتر به دود و سم شبیه است. این فاجعه وحشتناک، فقط و فقط نتیجه مستقیم چندین دهه‌ سوءمدیریت، فساد ساختاری و بی‌کفایتی تمام‌عیار حکومت جمهوری اسلامی است؛ حکومت نالایقی که نه تنها به نیازهای ابتدایی مردم بی‌توجه است، بلکه عامدانه زیرساخت‌ها و محیط زیست کشور را به سمت نابودی کشانده است.

ایران کشوری با اقلیم خشک و نیمه‌خشک است، اما بحران آب کنونی حاصل اقلیم نیست؛ حاصل بی‌لیاقتی مسئولانی است که با سدسازی‌های غیرمهندسی، انتقال آب بین‌حوضه‌ای، نابودی تالاب‌ها، کشت‌های بی‌رویه محصولاتی همانند برنج و میوه های آب‌دوست مثل هندوانه و بی‌توجهی به هشدارهای کارشناسان، راه نابودی ایران را در پیش گرفته‌اند. رودخانه‌ها خشک شده‌اند، دریاچه‌ها به کویر تبدیل شده‌اند و کشاورزان زمین‌گیر شده‌اند. مردم خوزستان، لرستان، اصفهان، سیستان و بلوچستان و در این اواخر تهران و قم و خیلی از استان‌های دیگر، سال‌هاست که برای قطره‌ای آب فریاد می‌زنند، اما پاسخ حکومت، سرکوب و گلوله بوده است، نه راهکار.

در دنیایی که انرژی پایدار یکی از ارکان‌های مهم توسعه است، ایران در خاموشی فرو رفته است. قطعی‌های مکرر برق نه تنها زندگی مردم را مختل کرده و بسیاری از وسایل برقی آن‌ها را که در این شرایط سخت اقتصادی به دشواری میشه تهیه کرد را نابود کرده است بلکه صنایع، بیمارستان‌ها و کسب‌وکارها را به زانو درآورده است. چطور ممکن است کشوری با این‌همه منابع گاز و نفت نتواند برق پایدار برای مردمش تأمین کند؟ پاسخ ساده است: فساد، سوءمدیریت و غارت سیستماتیک منابع عمومی توسط اقلیتی فاسد که تنها دغدغه‌شان حفظ قدرت است، نه رفاه مردم.

امروز دیگر خبری از جنگل‌های انبوه شمال، تالاب‌های زنده، رودخانه‌های پرآب و تنوع زیستی نیست. بسیاری از سدها از جمله سد کرج کم آب و یا خشک شده‌اند و دریاچه ارومیه به شوره‌زار تبدیل شده است. جمهوری اسلامی با توسعه بی‌رویه صنعتی بدون نظارت، تخریب منابع طبیعی برای پروژه‌های نمایشی، و نبود قوانین زیست‌محیطی مؤثر، یکی از فاجعه‌بارترین دوره‌های تاریخ زیست‌محیطی ایران را رقم زده است. تهران، اهواز، خرم آباد، ایلام، کرمانشاه و بسیاری از کلان‌شهرها در مه غلیظ آلودگی هوا دفن شده‌اند. هر نفس، مرگی تدریجی است. درختان قطع می‌شوند، حیات وحش شکار می‌شود و نسل حیوانات خاص و کمیاب از بین می‌رود ، و زمین‌ها بی‌جان می‌گردند.

مردم ایران دیگر فقط نگران آینده نیستند؛ آن‌ها برای زنده‌ماندن در امروز می‌جنگند. گرمای ۵۰ درجه بدون آب و برق، تورم بی‌سابقه، هوای آلوده، بیماری‌های ناشی از کمبود امکانات، بیکاری گسترده، فقر و گرسنگی و درگیری و جنگ با اسرائیل و آمریکا، تصویری از یک فاجعه انسانی است که جمهوری اسلامی مسئول مستقیم آن است. زندگی مردم به جهنمی زمینی تبدیل شده، و مسئولان همچنان در کاخ‌های خنک و امنیتی خود، مشغول توجیه و دروغ‌گویی‌اند.

جمهوری اسلامی نه تنها در تأمین نیازهای پایه‌ای مردم عاجز است، بلکه با سیاست‌های مخربش باعث فروپاشی تدریجی ساختارهای حیاتی کشور شده است. بحران آب و برق تنها نشانه‌های ظاهری این ویرانی‌اند؛ ریشه ماجرا در نظامی فاسد، سرکوبگر و ناکارآمد است که بقا را نه در خدمت به مردم، بلکه در تحقیر، سرکوب و غارت آنان می‌بیند.

مردم ایران سزاوار کشوری با حاکمیتی پاسخ‌گو، محیط زیستی سالم، زندگی شرافتمندانه و منابع پایدار هستند. تا زمانی که این نظام باقی بماند، امیدی به بهبود نیست؛ فقط باید به صدای مردم گوش داد که سال‌هاست فریاد می‌زنند: دیگر بس است.

نویسنده : بهنام رجب زاده
Author : Behnam Rajabzadeh

Continue Reading
ئەمانەش بخوێنەرەوە

بیشتر بخوانید اجتماعی

To Top