آنچه امروز در ایران جریان دارد؛ نتیجهی سالها مدیریت غلط و بی کفایتی جمهوری اسلامی است. نظامی که از روز اول نه برای زندگی مردم، بلکه برای بقا خودش و کنترل ساخته شد. گرانی افسارگسیختهی دلار، انفجار قیمت طلا و سکه، سقوط پول ملی و فقیر شدن میلیونها انسان، «اشتباه سیاستگذاری» نیست؛ اینها ابزار حکومتداریاند.

جمهوری اسلامی اقتصاد را نابود کرد، چون به اقتصادی سالم نیاز ندارد. مردمی که درگیر نان شباند، کمتر فرصت نفس کشیدن و پرسشگری دارند. فقر، سیاست رسمی این نظام دیکتاتوری است؛ فشاری دائمی که برای شکستن ستون فقرات جامعه از آن استفاده میکند.
وقتی مردم برای زنده ماندن به خیابان میآیند، حکومت پاسخ نمیدهد؛ فقط حمله میکند. گاز اشکآور، باتوم، گلوله، زندان، شکنجه، اعتراف اجباری و کشتار خیابانی، ابزار گفتوگوی جمهوری اسلامی با جامعه است. این نظام هیچوقت بلد نبوده که پاسخگو باشد؛ فقط بلد بوده که با زور ساکت کند.
هر بار که اعتراضات بالا میگیرد، برچسب «اغتشاشگر» آماده است. انگار مردمی که سفرهشان خالی شده، خودشان مقصرند. انگار «فقر» یک توطئه از طرف مردم است و نه نتیجهی دزدسالاری، فساد نهادینه و تصمیمگیریهای غلط پشت درهای بسته.
در جمهوری اسلامی، هیچکس مسئول نیست، اما همه قاضیاند. رئیس بانک مرکزی که سالهاست فرو ریخته، برای آرام کردن اوضاع، استعفا میدهد، اما ساختار دستنخورده باقی میماند. دولت شکست میخورد، اما قدرت اصلی رژیم حتی توضیح هم نمیدهد. نظامی که از پاسخگویی فرار میکند، اعتراف کرده که چیزی برای دفاع ندارد.
تمرکز قدرت در دست علی خامنهای و حلقهی بستهی اطرافش، کشور را به بنبست کامل از همه جهات رسانده است. دیگر نه انتخابات، نه نظارت، نه اصلاحات معنایی ندارند. همهچیز هست، به جز حق مردم.
شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» پروژهی دشمن خارجی و فرضی نیست؛ محصول مستقیم سالها سرکوب داخلی است. هیچ جامعهای با شکم سیر و امید به آینده چنین فریادهایی سر نمیدهد. این صداها از جایی آمدهاند که دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده است.

حکومت میکشد تا بترساند، اما نتیجه معکوس است. هر سرکوب، یک لایه دیگر از ترس را میریزد. هر جنازه، هر زندانی، هر اعدام، هر خانوادهی داغدار، سند تازهای از بیمشروعیتی این نظام بیرحم است.
جمهوری اسلامی دیگر حتی تظاهر به نمایندگی مردم هم نمیکند. این یک حکومت در حالت دفاعی دائمی است.
این رژیم فاسد توسط دشمن خارجی محاصره نشده است، بلکه توسط جامعهی خودش محاصره شده است.
نظامی که نتواند نان بدهد و فقط بتواند سرکوب کند، نه دولت است، نه حاکمیت؛ تنها یک ماشین سرکوب است.
و تاریخ همیشه نشان داده است که:
ماشینها فرسوده میشوند،
اما خشمِ انباشته، دیر یا زود راه خودش را پیدا میکند.
منبع عکسها : هوش مصنوعی ChatGPT
نویسنده : بهنام رجب زاده
Author : Behnam Rajabzadeh
