نوروز ۱۴۰۵، نه شروع یک سال، بلکه پایان یک توهم بود.
همهچیز در چند روز فرو ریخت. حملات آمریکا و اسرائیل، ساختاری را هدف گرفت که سالها خود را «قدرت منطقه» معرفی میکردند. اما واقعیت، بیرحمتر از شعارها بود. با اولین موج حملات، بالاترین سطح قدرت در جمهوری اسلامی ضربه خورد و علی خامنهای به همراه جمعی از فرماندهان رده بالای نظام جمهوری اسلامی همگی کشته شدند؛ اتفاقی که تا همین چند ماه پیش، تصورش هم برای بسیاری غیرممکن بود.

سپس، ستونهای نظامی یکی پس از دیگری فرو ریختند. فرماندهان ارشد نظامی، مسئولان سیاسی و امنیتی، و مغزهای تصمیمگیری جنگی، در لیست اهداف بودند و بسیاری از آنها حذف شدند.
حتی علی لاریجانی که خیلیها پس از کشته شدن خامنهای معتقد بودند که او اکنون شخص تصمیم گیرنده حکومت است، نیز کشته شد.

این همان نقطهای است که دیوار دروغ فرو میریزد و ضعف امنیتی و حفاظتی حکومت نمایان میشود. سالها گفته شد که «قدرت بازدارندگی» وجود دارد. سالها گفته شد حتی کوچکترین پرندهای هم بدون اجازه ما نمیتواند وارد حریم کشور بشود،
سالها گفته شد که «هیچکس جرأت حمله به ما را ندارد». اما دیدیم که اینگونه نبود و برعکس همه گفتههایشان اتفاق افتاد.
آمریکا و اسرائیل نشان دادند که نهتنها حمله ممکن است، بلکه میتوانند تا قلب قدرت توخالی آنها هم پیش بروند.
و این یعنی شکست؛ نه فقط نظامی، بلکه روایتی.

از آن طرف، داخل کشور هم وضعیت خوبی حاکم نبود. پیش از جنگ، سرکوب اعتراضات و کشتهشدن هزاران نفر از انسانهای بیگناه، جامعه را از درون بهشدت ترک داده بود.
جنگ فقط همان ترکها را به شکاف تبدیل کرد و امید مردم سرکوب شده را بیشتر کرد.
حالا یک حکومت مانده که خیلی سخت ضربه خورده،
و مردمی که خستهتر، فقیرتر، بیاعتمادتر اما امیدوارتر از همیشهاند.
نوروز ۱۴۰۵، فقط یک تاریخ نیست.
بلکه یک نقطهی شکست برای حکومت و یک نقطهی پیروزی برای مردم ایران است.
نویسنده : بهنام رجب زاده
Author : Behnam Rajabzadeh

منبع عکس : هوش مصنوعی ChatGPT
منابع خبری :
• The Guardian
• Reuters
• New York Post
• Times of India