حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی در اسفند ماه، نه تنها یک «حادثه ناگهانی» نبود، بلکه نتیجه سالها تنش انباشته شده بود؛ تنشی که جمهوری اسلامی همواره آن را انکار میکرد، اما در عمل با سیاستهای منطقهای و هستهای و موشکی خود به آن دامن میزد.
این حملات که مستقیماً مراکز نظامی و مقامات ارشد و بسیاری از زیر ساختها را هدف گرفت، به کشته شدن علی خامنهای و چندین فرمانده بلندپایه رژیم ایران انجامید.
ترور یک رهبر دیکتاتور در قلب پایتخت، آن هم با همکاری اطلاعاتی و نظامی دو قدرت بزرگ نظامی، نشان داد که ساختار امنیتی جمهوری اسلامی نهتنها نفوذپذیر، بلکه در لحظه بحران عملاً فلج و ناکارآمد است. تصاویر ماهوارهای از تخریب محل اقامت رهبر دیکتاتور جمهوری اسلامی، این واقعیت را عریانتر کرد: «مرکز قدرت» دیگر هرگز امن نیست.
مرگ خامنهای صرفاً حذف یک فرد نبود؛ شکستن ستون اصلی نظامی بود که بر شخصمحوری بنا شده است. انتخاب سریع پسر او، «مجتبی خامنهای» بهعنوان جانشین، نه نشانه ثبات، بلکه تلاشی شتابزده برای جلوگیری از فروپاشی بود.
با کشته شدن علی خامنهای، در داخل کشور، واکنشها کاملا متفاوت و دوگانه و متناقض بود:
بخشی از جامعه و طرفداران رژیم به خیابانها آمدند و عزاداری کردند.
بخشی دیگر، در سکوت یا حتی آشکار، از این رخداد استقبال کردند و به شادی و رقص پرداختند.
این دوگانگی، شکاف عمیق اجتماعی را جامعه ایران آشکار کرد؛ شکافی که سالها سرکوب شده بود و حالا زیر فشار جنگ دوباره سر باز کرده است.
این درگیری بهسرعت از یک عملیات محدود فراتر رفت و به جنگی منطقهای تبدیل شد. جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بست و مانع رفت و آمد کشتیها شد و همچنین حملات تلافیجویانهای علیه اهداف آمریکایی در کشورهای منطقه انجام داد و بازارهای جهانی، بهویژه نفت، به شدت دچار تلاطم شدند.
پس از حدود چهل روز جنگیدن متداوم، آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، برای برقراری آتشبسی دوهفتهای و شروع مذاکرات برای پایان درگیریها به توافق رسیدند.
اما با وجود برقراری آتش بس شکننده دوهفتهای،
جمهوری اسلامی همچنان تنگه هرمز را بسته نگه داشته است و اجازه عبور کشتیها را نمیدهد.
ایالات متحده آمریکا نیز محاصره دریایی جمهوری اسلامی را آغاز کرد.
شواهد نشان میدهد که جنگ به شدت مسیرهای انرژی و تجارت را مختل کرده و قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است.
برای اقتصادی که پیش از این هم زیر فشار تحریمها خم شده بود، این وضعیت چیزی جز خفگی تدریجی نیست.
اما واقعیت تلخ این وضعیت این است:
که باز هم هزینهاش را مردم عادی پرداخت میکنند.
آنچه امروز در جریان است، صرفاً یک جنگ معمولی نیست.
جمهوری اسلامی با بحران مشروعیت و امنیت روبهرو است.
آمریکا و اسرائیل وارد فاز تهاجمی بیسابقهای شدهاند.
و منطقه در آستانه بازتعریف کامل نظم خود قرار دارد.
اما مهمترین پرسش هنوز بیپاسخ است:
آیا این مسیر به تغییر واقعی منجر میشود، یا فقط ویرانی بیشتر به بار میآورد؟
Wikipedia (War justification)
Wikipedia (Oil price impact)
نویسنده متن : بهنام رجب زاده
Author : Behnam Rajabzadeh
