Connect with us

بام نت

وقتی حکومت جنگ می‌خواهد، هزینه‌اش را مردم می‌پردازند

آمریکا

وقتی حکومت جنگ می‌خواهد، هزینه‌اش را مردم می‌پردازند

جنگ میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل دیگر فقط یک درگیری نظامی در آسمان و میدان‌های نبرد نیست؛ جنگی است که مستقیماً سفره مردم رنج دیده ایران را هدف گرفته است. حکومتی که سال‌های سال است که سیاست جنگ، ماجراجویی منطقه‌ای و رویارویی با قدرت‌های جهانی را بخشی از راهبرد خود قرار داده، امروز کشوری را تحویل مردم داده که اقتصادش زیر فشار جنگ، تحریم، محاصره دریایی و بی‌ثباتی در حال فرسوده‌شدن است.

اما سؤال اصلی این است: چه کسانی واقعاً هزینه این سیاست‌های غلط را می‌پردازند؟

نه مقامات عالی‌رتبه‌، نه شبکه‌های قدرتمند اقتصادی و نظامی که از اقتصاد تحریم‌شده هم راه‌های درآمدی خود را پیدا می‌کنند؛ بلکه این مردم عادی هستند که این هزینه سخت را می‌پردازند. کارگری که حقوقش دیگر کفاف زندگی را نمی‌دهد، خانواده‌ای که هر روز با قیمت‌های جدید مواد غذایی روبه‌رو می‌شود، جوانی که آینده شغلی ندارد و بازنشسته‌ای که قدرت خریدش هر روز کمتر می‌شود.

گزارش‌های اقتصادی اخیر از تورم بسیار بالا، سقوط ارزش ریال در برابر دلار و افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی حکایت دارند؛ فشار اقتصادی‌ای که جنگ آن را به‌مراتب تشدید کرده است.

حکومت سال‌هاست از «مقاومت» سخن می‌گوید؛ اما مقاومت وقتی معنا دارد که مردم انتخاب کرده باشند بهای آن را پرداخت کنند.
نمی‌توان یک کشور را وارد چرخه دائمی تنش و جنگ با بسیاری از کشورهای دنیا کرد و سپس از مردمی که زیر بار تورم و فقر خرد می‌شوند انتظار داشت هزینه این سیاست را طبیعی بدانند و اعتراضی نکنند.

اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با تحریم، سوءمدیریت، فساد، کاهش سرمایه‌گذاری و بحران‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کرد. جنگ اما همان اقتصاد بیمار را وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر و حاد کرده است. گزارش‌های اقتصادی نشان می‌دهد که میلیون‌ها ایرانی برای تأمین زندگی روزمره خود، تحت فشار شدید قرار گرفته‌اند و بسیاری از کالاهای اساسی طی یک سال جهش‌های سنگین قیمتی داشته‌اند. (Al Jazeera)

این دیگر یک «هزینه موقت جنگ» نیست؛ خطر تبدیل‌شدن آن به یک بحران نسلی وجود دارد.

ترسناک‌ترین بخش ماجرا این است که جنگ می‌تواند از مرزهای نظامی و اقتصادی فراتر برود.

اگر درگیری تشدید شود و حملات به زیرساخت‌های حیاتی ایران گسترش پیدا کند، تأسیسات نفتی، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، شبکه برق، تأسیسات آب، بنادر، راه‌آهن، پل‌ها و دیگر زیرساخت‌های حیاتی می‌توانند در معرض آسیب قرار بگیرند.

این دیگر مسئله حکومت نیست؛ مسئله حیات ایران است.
یک حمله به یک مرکز نظامی را می‌توان بازسازی کرد. اما نابودی گسترده زیرساخت‌های برق، آب یا انرژی می‌تواند زندگی میلیون‌ها انسان را مختل کند و آثار آن تا سال‌های طولانی باقی بماند. (IMF)

هیچ ایرانی عاقل و میهن‌دوستی نمی‌تواند از چنین سناریویی استقبال کند.

ایران نباید قربانی بلندپروازی‌های سیاسی یک عده آدم تندرو شود.

حکومت جمهوری اسلامی هرگز نمی‌تواند وضعیت کنونی کشور را به گردن دشمن خارجی بیندازد و از پاسخ‌گویی درمورد سیاست‌هایی که کشور را به چنین نقطه خطرناکی رسانده فرار کند.

وقتی یک حکومت دائماً بر طبل تقابل و مقاومت می‌کوبد، کشور را وارد مسابقه تسلیحاتی و درگیری منطقه‌ای می‌کند و هم‌زمان اقتصاد داخلی را از ارتباط عادی با جهان محروم می‌سازد، باید پاسخ دهد که آخر این مسیر قرار است مردم ایران به کجا برسند؟
قرار است ایران قدرتمندتر شود یا فقیرتر؟
قرار است امنیت مردم بیشتر شود یا میلیون‌ها نفر هر شب با ترس از حمله بعدی بخوابند؟
قرار است آینده ساخته شود یا نسل جوان ایران آینده‌اش را در مهاجرت در کشورهای دیگر جست‌وجو کند؟

حکومت ممکن است از پیروزی، مقاومت و ایستادگی سخن بگوید. آمریکا ممکن است از فشار و قدرت نظامی خود بگوید. اسرائیل نیز ممکن است اهداف امنیتی خود را پیگیری کند.
اما در نهایت، اگر کارخانه‌ای تعطیل شود، این کارگر ایرانی است که بیکار می‌شود.
اگر ارزش پول سقوط کند، این خانواده ایرانی است که قدرت خریدش را از دست داده است.
اگر پالایشگاه یا نیروگاهی آسیب ببیند، این مردم مظلوم ایران هستند که با کمبود و خاموشی مواجه می‌شوند.
اگر جنگ طولانی شود، این نسل جوان ایران است که سال‌های زندگی‌اش را در اضطراب، فقر و بی‌ثباتی از دست می‌دهد.

مردم ایران حق دارند زندگی کنند؛ حق دارند امنیت داشته باشند؛ حق دارند کار کنند، سفر کنند، سرمایه‌گذاری کنند، آینده بسازند و فرزندانشان را بدون ترس از جنگ بزرگ کنند.

جنگ ممکن است برای سیاستمداران «استراتژی» باشد، اما برای مردم، آینده‌ای است که هر روز تاریک‌تر می‌شود.

اگر ادامه این مسیر به نابودی اقتصاد و زیرساخت‌های ایران منجر شود، دیگر نمی‌توان آن را «مقاومت» نامید؛ این، تحمیل هزینه سیاست‌های غلط یک حکومت ظالم به یک ملت است.

کشور ایران به جای اینگونه جنگ‌های بیهوده، به امنیت، ثبات، اقتصاد سالم و رابطه‌ای عاقلانه با همه جهان نیاز دارد.

و پیش از هر چیز، به سیاستی نیاز دارد که اول از همه منافع مردم ایران را بالاتر از بقای یک ساختار سیاسی و بلندپروازی‌های آن قرار دهد.

نویسنده : بهنام رجب زاده
Author : Behnam Rajabzadeh

Continue Reading
ئەمانەش بخوێنەرەوە

بیشتر بخوانید آمریکا

To Top